چالشهاي دنياي اسلام در رويارويي با پديده جهانيشدن
سخنراني دكتر ماهاتيرمحمد در مراسم گشايش بيست و هفتمين اجلاس وزراي
امورخارجه كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي
برگردان: محمد صاحبي، علياصغر صادقپور
(انديشگاه شريف)
اشاره
در اين نوشتار دكتر ماهاتير محمد نگاهي گذرا به دورههاي گذشته ملتهاي مسلمان و پيشرفتهاي آنان در اين دوران افكنده، و معتقد است كه بهدليل گرايش مسلمانان به شيوههاي نادرست قبل از اسلام روند اسلامي شدن دنيا به يكباره متوقف شد.مسلمانان سرگرم جنگ و نزاع با يكديگر شدند و از كسب دانش غفلت نمودند، تا اينكه عصر صنعتي شدن كوچكترين دستاوردي براي آنها در پي نداشت.او گوشزد ميكند كه ما مسلمانان براي پيوستن به هم سرايي حمايت از جهاني شدن تحت فشار هستيم، اما آيا ميدانيم كه در حال پذيرش چه چيزي هستيم؟ قطعاً همه چيز را نميدانيم.آيا اسلام و مسلمانان قادر خواهند بود جلوي رخداد جهانيشدن را بگيرند؟
ما در آغاز عصر اطلاعات و جهانيشدن هستيم، زمان طولاني را از اين دو پشت سر نگذاشتهايم.ما اگر بخواهيم ميتوانيم آن را بهدست آوريم.اما اگر تعلل كنيم، دوباره بسيار عقب خواهيم افتاد.بايد ما مسلمانان يكپارچه و متحدشده و از خطر بزرگي كه در يك دنياي بدون مرز با آن مواجه خواهيم شد بترسيم و شكافهاي بين خود و ميان كشورهاي اسلامي را كم كنيم.گروهي از ما بايد به تحصيل علوم و مهارتهاي ضروري عصر اطلاعات بپردازيم، بهگونهاي كه به سطح پيشرفتهاي دشمنان و مخالفانمان در اين زمينه دست يابيم.يقيناً مطالعه سخنان قابل تأمل ماهاتير، پرسشهاي زيادي (و راهحلهاي مناسب)را در ذهن شما خواننده گرامي ايجاد ميكند.اگر عجله نكنيم، جهاني شدن، كشورها و اجتماعات مطلوب خود را شكل خواهد داد، و آن وقت ما مسلمانان هيچ سهمي از آن نخواهيم داشت.
1. درآغاز سخن از طرف دولت و ملت مالزي به تمامي هيأتهاي شركتكننده در اجلاس وزراي خارجه سازمان كنفرانس اسلامي خوشامد ميگويم.اميدوارم كه اقامتي خوش و گفتگوهاي مفيدي داشته باشيد.
2. همچنين مفتخرم كه به من فرصتي داده شد تا اين اجتماع بزرگ و عاليرتبه را مورد خطاب قرار داده و بهطور رسمي افتتاح بيست و هفتمين نشست وزراي خارجه كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي را اعلام كنم.
3. موضوع اين كنفرانس "اسلام و جهانيشدن" است كه نحوه رويارويي كشورهاي اسلامي، اعضاي سازمان كنفرانس اسلامي و بهطور كلي جامعه مسلمانان را با چالشهاي جهانيشدن در هزارهي جديد بيان ميكند.
4. ابتدا اجازه ميخواهم كه اندكي راجع به پديده "جهانيشدن" همان واژگاني كه پيش از اين نيز دربارهي آن سخن گفتهايم و اخيراً مالزي با بداقبالي آن را تجربه نموده است و واژهاي كه قرار است دنيا و از جمله كشورهاي در حال توسعه (مثل كشور مالزي) را ثروتمند گرداند، بحث كنم.
اما اقتصاد جهانيشده به جاي ثروتمندكردن كشورهاي در حال توسعه ما را به ورشكستگي كشانده، محتاج و بيپناه و نيازمند ساخته و تحت نفوذ و هدايت قدرتهاي خارجي قرار داده كه اين امري غيراسلامي است.
5. قبل از بحث در خصوص جهانيشدن بايد به اين نكته اشاره كنم كه براي مواجهه مطلوب با چالشهاي پيشِرو در آينده ابتدا بايد به بررسي وضعيت گذشته و حال بپردازيم.اطمينان دارم كه اگر اين اقدامات براي مطالعه
گذشته و سنجش شرايط حاضر صورت پذيرد، قادر خواهيم بود در آينده از اشتباهات گذشته و حال دوري جوييم و با توانمندي بيشتري با آينده روبرو شويم.تاريخ گواهي ميدهد اشتباهاتي كه در طول اعصار گذشته مرتكب شدهايم تا حدود زيادي به يكديگر شباهت دارند و همه ما بهطور مرتب هزينههاي اينگونه اشتباهات را ميپردازيم.گويي ما هرگز به دنبال آموختن و درسگرفتن از اشتباهات خود نيستيم.
6. در همين ارتباط به مسأله افراطگرايي قومي ميپردازم.هنگامي كه دين اسلام در بين جوامع عرب ظهور يافت، اعراب كه مردماني با تعصبهاي قومي بودند را متحد ساخت و به جنگهاي قبيلهايِ طولاني آنها پايان داد.ديري نپاييد كه اعراب به قدرتمندترين مردم مبدل شدند و توانستند پيام اسلام را از چين در شرق تا اسپانيا در غرب و از سرزمينهاي يخزدهي آسياي مركزي تا استپهاي منتهي به آسياي استوايي و آفريقا برسانند.در اين رهگذر بود كه امپراطوري بزرگ اسلامي بنا شد.
7. مسلمانان با الهام از آموزههاي اسلامي دربارهي دانشاندوزي، برعلوم، رياضيات و هنرهاي تمدني قديم تسلط يافتند و آنها را توسعه دادند تا جايي كه تمدن اسلامي گسترش يافت و به قويترين، پيشرفتهترين و موثرترين تمدن تبديل گرديد.در كشورهاي اسلامي صنايعي تأسيس شد كه بهترين كالاها را توليد مينمود.مسلمانان كشتيهايي ميساختند كه تا اقصي نقاط دنيا راه ميپيمود.با استفاده از اين امكانات مسلمانان به امر دعوت مردم به دين اسلام ميپرداختند.
8. مسلمانان با انجام تحقيقات در طب از سايرين يشي گرفتند و بنيان طب نوين را بنا نهادند. شهرهاي بزرگي كه مجهز به كتابخانهها و دانشگاههاي عظيم بودند ساخته شدند.رزمـجويـانِ آموزش ديده و مجهز به زره، ارتشهاي مسلح اروپا را شكست دادند و از قدرت جهاني اسلام حفاظت نمودند.به همين دليل مسلمانان در هر مكاني مورد تكريم و احترام بودند.
9. تمدن اسلامي براي قرنهاي متمادي تداوم يافت و همواره از آن بهعنوان بزرگترين تمدن در تاريخ بشر ياد ميشد.چنين بهنظر ميرسيد كه اين تمدن بزرگ براي هميشه جاودان خواهد ماند و اسلام بهعنوان دين جهاني بر سرتاسر دنيا مسلط خواهد شد.گروههاي كثيري از مسيحيان كاتوليك اسپانيا و بودائيان چيني به اسلام گرويدند و گويي خيل عظيمي نيز در آستانه پيوستن به دين اسلام بودند.
10. اما روند اسلامي شدن دنيا به دليل بازگشت مسلمانان به شيوههاي نادرست قبل از اسلام به يكباره متوقف شد.مسلمانان شروع به جنگ و ستيز با يكديگر نمودند و با تأسيس پادشاهيهاي كوچك در درون جامعه اسلامي، وفاداري خود نسبت به اسلام را فداي وفاداري به دولتها و حكام محلي كردند.آنها سرگرم تفسيرها و تأويلهاي مختلف از قوانين اسلامي شده و نبرد ديرين خود را براساس اتهام به يكديگر آغاز نمودند.هر كدام از آنها تلاش ميكرد كه ديگري را در وجود التهاب و اشتياق ديني كمرنگ جلوه داده، به شكست بكشاند.مسلمانان همچنان كه بهطور همهجانبه به دين اسلام متوسل ميشدند از كسب دانش و علم سرباز ميزدند.آنها از تحولاتي كه در اروپا اتفاق ميافتاد غافل ماندند و تغييراتي را كه حاصل پيشرفت دانش اروپائيان، كه خود برگرفته از دانش مسلمانان بود و در نهايت منجر به "انقلاب صنعتي" شد، ناديده گرفتند.
11. تا اينكه عصر صنعتيشدن كوچكترين دستاوردي براي مسلمانان در پي نداشت! و در حقيقت مسلمانان صنعتيشدن را بهعنوان يك مخلوق شيطاني مورد انزجار قرار دادند.صنايع مسلمانان دچار پسامدگي روزافزون گشت و صنايع دستي آنها از رويارويي با صنايع اروپايي باز ماند.بدبختي بزرگتر اينكه مسلمانان نياز روزافزوني به استفاده از محصولات صنايع غربي يافتند تا جايي كه نيازمند سلاحهاي مدرني بودند كه طراحي آن را غرب بر عهده داشت.
12. قرآن كريم مسلمانان را به هشياري و آمادگي در برابر تهديدات دشمنان و كفار سفارش ميكند. مسلمانان با بحثهاي بيپايان و طولاني دربارهي قوانين اسلامي، از امر دفاع بهطور كامل غافل ماندند.از طرفي هيچ ملتي قادر به دفاع از خود نخواهد بود، در حالي كه سـلاح او ساخته دست دشمنانش باشد.به اين دلايل ارتشهاي اسلامي به سرعت تضعيف شدند و سرزمينهاي اسلامي يكي پس از ديگري به تصرف كفار در آمد.
13. اسپانيا مجدداً باز پس گرفته شد و مسلمانان تا آفريقا عقب رانده شدند.حتي در آنجا نيز امنيت مسلمانان سلب ميشد.
14. در اروپاي شرقي، امپراطوري عثماني مسير مشابهي را پيمود.تلاش براي كسب دانش فروكش كرد و دستيابي به نتايج واقعي انقلاب صنعتي (كه ملتهاي اروپايي را قدرتمند نموده بود) با شكست مواجه شد.اما مسلمانان همچنان درگير حرمت يا حلاليت استفاده از شلوار و كلاه اروپايي بودند.امپراطوري بـزرگ تـركيه در دفاع از خود ناتوان ماند.تحت تأثير القائات بريتانيا و فرانسه، زيردستان عرب در امپراطوري بزرگ ترك با دشمنان اسلام بهمنظور رهايي خود از حاكميت تركان عثماني همآوا شدند و آنگاه كه امپراطوري اسلامي ترك محو شد، اعراب دريافتند كه حاكميت فرانسه و بريتانيا را جانشين حاكميت ترك نمودهاند.حتي تركيه تحت سلطه حكام يوناني قرار گرفت و اين امر ميتوانست تا به امروز ادامه يابد.
15. درسهايي كه بايد از تاريخ مردم مسلمان و امپراطوري اسلامي آموخته شوند، بسيارند.به حقيقت اولين درس، اهتمام به امر برادري اسلامي است كه مورد سفارش اسلام بوده و بدون آن موفقيت و بقا امكانپذير نيست.بهراستي ما مسلمانان بيش از هر چيز نيازمند مطالعه و دانشپژوهي هستيم و اين اولين كلامي است كه به حضرت رسول (ص) ابلاغ شد.در آن زمان به غير تمام آنچه كه براي مطالعه وجود داشت، از حضرت رسول (ص) بود، نوشتههاي طلاب (دانشپژوهان) قبل از اسلام، همانطور كه ميدانيم دانشپژوهان مسلمان در آن زمان نوشتههاي يونانيان و ساير دانشپژوهان عصر قديم را مطالعه ميكردند، ولي از آنجا كه از دستورات اسلام پيروي مينمودند از دانش و مهارت خود در هدايت جنگ و صلح بهره ميگرفتند و در انتشار آموزهها و تعاليم اسلام و گسترش قلمرو آن موفق بودند.
16. اما اگر به زمان حال بدرستي بنگريم، در مييابيم كه هيچ درسي از گذشته نياموختهايم! ما مسلمانان از ابراز حس برادري نسبت به هم دور شدهايم.امروزه كشورهاي اسلامـي بيش از هر زمـان ديگـري از يكـديگر فاصـله گرفته و بسياري از آنها سرگرم نزاع و درگيري هستند.حتي در داخل كشورها نيز از دستيابي به اتحاد و يكپارچگي ناتوان ماندهايم.به همين دلايل از تشكيل دولتهاي پيشرفته و مقتدر بازماندهايم.اگر به تمرين دموكراسي پرداخته بوديم، هرگز از اسلام براي جدايي به جاي همبستگي استفاده نميبرديم و خود و دولتهايمان را تضعيف نميكرديم.
17. پرواضح است كه در تلاش براي كسب دانش از دنيا عقب افتادهايم.بهغير از علوم اسلامي ساير شاخههاي دانش توسط بسياري از مسلمانان بهعنوان عوامل سكولار محكوم ميشود و ما همواره ترغيب ميشويم كه آن را رد كنيم.عدهاي از مسلمانان به منظور تحصيل دانش مجبور به مهاجرت ميشوند، كه اين امر موجب ميشود تا ديگران از استعدادها و تواناييهاي مردم ما بهرهمند شده و پيشرفت كنند. به همين دليل قادر به توسعه كشورهاي خود نيستيم.ما توانايي صنعتي شدن را نداريم.حتي نميتوانيم با كشورهاي تازه توسعه يافته رقابت كنيم.و حتي در استخراج منابع طبيعيمان وابسته به ديگرانيم.
18. هماكنون عصر صنعتيشدن در حال گذار به عصر اطلاعات است.كشورهاي غيرمسلمان فرصتهاي زيادي را از فنآوريهاي نوين بهدست آورده و سخت مشغول بهكارگيري و استفاده از اين فنآوريها هستند.سيطرهي صنعتي اين كشورها بهدليل استفاده از اطلاعات، رشدي تصاعدي دارد.
19. آنها ايدهي دنياي بدون مرز، يعني يك "ملت جهاني" را معرفي كردهاند.ماشين تبليغاتي آنان تضمين نموده كه اين ايده در سطح جهان پذيرفته شود، و اگر مسلمانان آن را نپذيرند، ملتي متمرد، عقبمانده و ارتجاعي قلمداد ميشوند.بنابراين، ما مسلمانان براي پيوستن به همسرايي حمايت از جهانيشدن تحت فشار قرار گرفتهايم.
20. آيا ما ميدانيم كه در حال پذيرش چه هستيم؟ ممكن است برخي چيزها را بدانيم، ولي قطعاً همه چيز را نميدانيم.
21. در كمال فروتني، بايد ادعا كنم كه كشور مالزي اندكي بيش از ساير كشورهاي اسلامي ميداند. دانستهها و تجاربمان، ما را دربارهي وعدههايي كه حاميان جهانيشدن دادهاند بسيار محتاط ساخته است.
22.شك دارم كه ما بتوانيم اين روند را دگرگون سازيم، اما اين ايده را قبول دارم كه پيامدهاي اين روند، ما را شديداً هوشيار ساخته و كمك ميكند كه براي رويارويي با چالشهايي كه تحت لواي جهانيشدن به سوي ما در حركت است، آماده باشيم.
23. همانطور كه گفتم مالزي برخي تجربههاي تلخ را دربارهي دنياي بدون مرز با خود به همراه دارد.تنها با بيارزش نمودن پول رايج ما، آنقدر فقـير ميشويـم كـه مجبور به مصالحه در خصوص استقلالمان گرديم.بسياري معتقدند كه با اين تهديدات ما آماده دفاع از خود شدهايم.در اينباره نظرات مختلفي مطرح است.
24. ما ملت مالزي با مديريت كارا در زمان حاضر توانستهايم خود را نجات دهيم.اما اين امر مردم ما را بيشتر مغرور ساخته و در حقيقت اين ملت كمتر قدردان اقبال مثبتي است كه نصيب آن شده است.بنابراين از يكديگر فاصله گرفتهايم و همواره بيش از اين ضعيف خواهيم شد.اينجاست كه داستان قديمي عدم اتحاد مسلمانان و نگراني در خصوص اختلافات و تفاوتهاي اندك درباره عمل به اسلام استمرار يافته و موجب ميشود كه تلاشهاي ما در دستيابي به "حسنه"در دنياي كنوني عقيم بماند.
25. بزرگترين و تأمل برانگيزترين تغيير حاصل از فنآوري اطلاعات، "اينترنت" است كه به ناگاه راههاي جديدي را براي انجام هر چيزي امكانپذير ميكند.گسترش دانش و علم غيرقابل توقف است، اما درحالحاضر اطلاعات تنها منحصر به دانش نيست.برخي اطلاعات موجود در اينترنت مربوط به بيبندوباريها و دروغهايي است كه توسط افرادي كه خواهان تضعيف روند توسعه جامعه انساني و امت اسلامي هستند، گسترش مييابد.
26. ممكن است از دانستن اين نكته متعجب شويد كه 50% از مبادلات بازرگاني در اينترنت به پورنوگرافي (هرزهنگاري) اختصاص دارد.درحاليكه ما مسلمانان بدنهايمان را به نشانه تبعيت مخلصانه از دين اسلام كاملاً ميپوشانيم، در عين حال برخي در پيآنيم كه عكسهاي هرزه و حتي فيلمهايي را از اينترنت دريافت كنيم.اخلاقيات ما، فرزندان ما، بچههاي ما و نسلهاي آينده درحال واژگوني هستند، بهگونهاي كه محتواي اسلام بيمعني خواهد شد و ما به قدر كافي از اين فنآوري و روشهاي مبارزه با آن آگاهي نداريم.
27. تجارت كالاها امروزه به گونهاي است كه مصرف كننده مستقيماً با عرضه كننده كالا ارتباط برقرار ميكند.درصورتي كه پيش از اين كالاها بهوسيله مراكز تجاري وارد انبارها شده و از آن طريق در بين واسطهها توزيع ميشد، اما اكنون كالاها در بستهبنديهاي كوچك مستقيماً در اختيار مصرفكنندهها قرار ميگيرد، درحاليكه كمپانيهاي اينترنتي دوازده هزار مايل دورتر از مصرفكنندگان قرار دارند.واردكنندگان كالا؛ توزيعكنندهها و خردهفروشها همه با هم در حال محو شدن هستند.دولتها بيش از اين قادر به جمعآوري عوارض گمركي و ماليات از شركتها نيستند.تصور آنچه كه براي دولتها؛ بازرگانان و كارگران ما در حال ظهور است، چندان مشكل نيست.
28. با تسخيرشدن بازارهاي دنيا بهوسيله سازمان جهاني تجارت (WTO)، بانكها و صنايع وابسته به كشورهاي صنعتي شده متمول، بلوكها و باندهاي تجاري تشكيل خواهند داد.ادغامها و مالاندوزيهاي اين بلوكها آنها را چنان بزرگ و قدرتمند خواهد ساخت كه دولتهاي مستقل، تنها با بخش كوچكي از آنها قابل مقايسه خواهند بود.اين شركتهاي غولپيكر قادراند تا تمامي بانكها، صنايع و تجارتي كه ما مالك آنيم را ببلعند.در نتيجه كشورهاي اسلامي شبيه جمهوريهاي توخالي خواهند بود كه مديران كوچك توليدي از روساي اين كشورها قويتراند.در اين مرحله، به واقع ما ديگر بيش از اين مستقل نخواهيم بود و شرايطي كه در نيمه اول قرن گذشته بر ما غلبه يافته بود، تكرار ميشود.
29. مواردي كه برشمردم ارمغان فرايند جهانيشدن است! سوال اينست كه آيا اسلام و مسلمانان قادر خواهند بود جلوي رخداد را بگيرند؟ من عميقاً معتقدم كه پاسخ اين سوال منفي است.همانگونه كه نتوانستيم با چالشهاي عصر صنعتيشدن روبرو شويم، به مراتب قادر نخواهيم بود با چالشهاي عصر اطلاعات مواجه گرديم.پسامدگي و عقبافتادگي فناورانه و فقر اقتصادي دو عاملي هستند كه مسلمانان را براي برآورده شدن نيازهايشان به ديگران متكي خواهد ساخت.ما تهديد خواهيم شد و سپس به ستوه آمده و سرانجام دستخوش چند دستگي خواهيم گشت.مسلمانان حتي گوشهاي از آينده حكومت جهاني را بهدست نخواهند آورد و ما در اين باره ميتوانيم مطمئن باشيم.
30.بعضي از مردم ما و حتي برخي از ملتهاي مسلمان از روي عجز و ناتواني به اقدامات كور، بيهدف و وحشيانـه روي ميآورند و بنابـراين ما تـروريسـت نـاميده شده و كشورهاي ما به عنوان مراكز حملات تروريستي محكوم ميشود.آنچه از اينگونه اقدامات نصيب عاملين ميشود، چيزي جز وارد آوردن يك خراش ساندك نيست.اما تنبيهي كه آنها در نظر ميگيرند براي تمامي مردم ما وحشتناك خواهد بود.به همين جهت نسبت به يكديگر خشمگين ميشويم و مردمان شجاع ما به ما حمله ميكنند، و دليل اين حمله را امتناع ما از جنگ (جنگي كه ايشان مدعي انجام آنند)بهمنظور صيانت از مسلمانان ميدانند.اما ما ميدانيم كه با امكانات نظامي موجود و وابستگي كاملي كه ارتشهاي ما به بيگانگان دارد، آغاز جنگ با آنها هيچگونه رهآوردي بهدنبال نخواهد داشت.آنها اگر اراده كنند، ميتوانند جامعه مسلمانان و كشورهاي اسلامي را از صحنه روزگار محو كنند!اگر تاكنون اين كار را انجام ندادهاند، به دليل علاقهمندي آنها به ما نيست.
31. اينگونه بهنظر ميرسد كه در دنياي جهاني شدهي عصر اطلاعات، وضعيت ما از آنچه كه در عصر صنعتي بودهايم، نيز بدتر خواهد شد.همچنين بهنظر ميرسد كه بهترين گزينه در آينده براي ما اين است كه به دنيا پشت كرده و در انـتـظار كـسـب پـادشـاهـيهـا و فرمانرواييهاي گذشته خود بنشينيم!
32.
اما من مطمئن نيستم كه ما بتوانيم اين پادشاهي را بهدست بياوريم.همچنين مطمئن
نيستم كه ما از آخرت نيز بتوانيم بهره و حظي ببريم.من بر اين باورم كه
با قصور و كوتاهي در امر توسعه كشورهاي مسلمان و دفاع از جوامع اسلامي، ما گناه
بزرگي را مرتكب ميشويم كه اگر تمامي اوقاتمان را نيز به نيايش و دعا سپري كنيم،
بخشيده نخواهيم شد.اگر اين دنيا متعلق به ديگران است، پس چرا
مسلمانان اوليه به دنبال آموختن هنر، علوم و مهارتهاي جنگ بودند و از اين طريق
دين اسلام را در سرتاسر دنيا رواج دادند.در صورتي كه براي آنها حفظ جايگاه در
دنياي آينده، به مراتب بهتر از تلاش بهمنظور گسترش تعاليم اسلامي
در سرتاسر دنيا بود.اگر آنها همانند مسلمانان امروزي ميانديشيدند، امروزه
بسياري از ما به آيين اسلام گرايش نيافته بوديم.حمد متعلق به خدا است،
الحمدا...، كه مسلمانان اوليه از آموزههاي حقيقي اسلام پيروي كردند.
33. هر روز ما براي كسب حسنه و ثواب در دو دنيا نيايش ميكنيم.ما فقط براي كسب حسنه در جهان آخرت عبادت نميكنيم.خداوند اين دنيا را تنها براي كافران نيافريده.اين دنيا آفريده نشده است كه مومنان دچار پسامدگي شده، خوار گرديده و مورد ظلم و ستم قرار بگيرند.اين دنيا متعلق به ما نيز هست، ثواب و حسنه براي ما در اين دنيا نبايد كمتر از آن دنيا باشد.گرچه جهان آخرت جاودان است، اما ما بايد براي اين دنيا تلاش كنيم.ما در آغاز عصر اطلاعات قرار داريم.ما در ابتداي جهانيشدن هستيم.زمان طولاني را از اين دو پشتسر نگذاشتهايم.ما اگر بخواهيم ميتوانيم آن را بهدست آوريم[1][1] اما اگر تعلل كنيم، دوباره بسيار عقب خواهيم افتاد.
34.همه ما مسلمانان خوبي هستيم ولي اين انتظار زيادي است كه به يكباره متحد شويم و يا يكديگر را به عنوان برادر بنگريم، (گرچه تمامي آموزههاي ديني ما تأكيد زيادي بر امر برادري در اسلام دارند).اما حداقل همه ميتوانيم از خطر بزرگي كه در يك دنياي بدون مرز با آن مواجهه خواهيم شد، بترسيم و شكافهاي بين خود و ميان كشورهاي اسلامي را كم كنيم.
35. ما ميتوانيم تمامي علوم و فنآوريهاي جديد را بياموزيم.همچنانكه ما نبايد آموزههاي دينيمان را ناديده انگاريم و عبادات فرديمان را ترك كنيم، بايد هميشه بهخاطر داشته باشيم كه اسلام به ما جستجوي علم، آمادگي براي دفاع از خود، امت و دينمان را امر نموده است.گروه عمدهاي از ما بايد به تحصيل علوم و مهارتهاي ضروري عصر اطلاعات بپردازيم، بهگونهاي كه به سطح پيشرفتهاي دشمنان و مخالفانمان در اين زمينه دست يابيم.مردم ما نه تنها ناتوان نيستند، بلكه از سنظر تعداد نيز كم نيستند.تنها پرسش مهم نحوه طراحي و هدايت منابع انساني است.در مالزي امروزه بسياري از باهوشترين فرزندان ما از تحصيل علوم جديد محروم ماندهاند.دليل آن هم از آنجا ناشي ميشود كه تنها مطالعه علوم اسلامي براي فرزندان، والدين و مصلحان ناشي شايستگي به همراه دارد.اما آنها هيچوقت از "فرد و كفايه"[2][2] و نيازهاي امت اسلامي چيزي نشنيدهاند.
36.اينگونه رفتار كمكم به وظيفهاي بسيار مشكل و صعب تبديل ميشود.مخالفت با تلاش از ناحيه خود مسلمانان است، مسلماناني كه ميترسند با داناترشدن اعضاي جامعه اسلامي از حاكميت و نفوذشان بر امت كاسته شود.اينجاست كه انگشت اتهام به سوي علوم مدرن، به عنوان علوم غيراسلامي و سكولار نشانه ميرود.و اي بسا كشورهاي اسلامي با متهم نمودن يكديگر در وفاداري به اسلام به سرنگوني و جنگ با هم ميانديشند.
37.
باور كنيد دشمنان و مخالفان ما نگران احوال ما نيستند.براي آنها همه ما مسلمانيم
و به عنوان دشمنان آنها
و تروريستهاي بالقوه قلمداد ميشويم.آنها
نهايت سعي خود را بهكار خواهند گرفت تا ما را ضعيف نموده و در بسياري از موارد
نابود سازند.به همين جهت آنها به اختلافات بين ما دامن خواهند زد.
آنان از يك سو بهطور مستقيم و غيرمستقيم از افراطيون شديد در جوامع ما حمايت
ميكنند و از سوي ديگر از گروههاي ارتدوكسي حمايت مينمايند كه خواهان علم و
مهارتي كه ما بهوسيله آن از خود دفاع ميكنيم، نيستند.
38. راهحل در دست ما است.ما ميتوانيم به همچشميها و رقابتهاي ناچيز ادامه داده و يا همراه با يكديگر و حتي جدا از هم به مواجهه با تهديدات واقعي اسلام بپردازيم.بهتر است كه در چارچوب قدرت و شايستگيمان نهضت و امت اسلامي را ارتقا بخشيده و از آن دفاع كنيم.اگر ما دست به چنين انتخابي نزنيم، نبايد ديگران را مقصر بدانيم.ما مسلمانان مقصريم، خداوند به وسيلهي قرآن كريم و احاديث ما را راهنمايي كرده است.خدا حضرت محمد(ص)را براي ما فرستاده تا متحد شويم و در راه راست قرار بگيريم، اما آن چيزي كه ما انتخاب كردهايم، ناديده انگاشتن سخنان خدا است.
39. من به جرأت اميدوارم كه اين كنفرانس و اجلاس بتواند خطرات و چالشهاي جهانيشدن را تشخيص داده و اولين گام را در جهت كاهش اختلافات بين ما بردارد.همچنين به ما كمك كند كه با تحصيل علوم جديد از آثار مخرب فنآوري اطلاعات كه باعث نابودي ارزشها، ايمان و بقاياي تمدن اسلامي ميشود، جلوگيري نموده و با آن مبارزه كنيم.شايد خداي سبحانه و تعالي با حكمت و رحمت لايتناهياش به ما توفيق و هدايت ارزاني دارد، بهگونهاي كه بيش از اين از دين او گمراه نشده و به نابودي خود دست نزنيم.
43. با اين اميد و دعا، گشايش اين كنفرانس مهم را اعلام ميكنم.